دلم به حال دلم می سوزد...

انگار یه چیزی تو دلم هی بهم میگه برو
برو هرچی دلت میخواد بنویس
از دوکوهه
از حسینه حاج همت
از حال و هوایی که هنوز تو سرت هست
از عقد یه دختر و پسر تو حسینه حاج همت
از ساختمونای نیمه کاره کههنوز منتظرند
از مقر گردان کمیل مقداد و...
از شرهانی و اون شهید گمنام تازه پیدا شده
از اون گرمای زیاد و از عملیاتش تو مرداد
از دفاع ۵رزمنده در مقابل هجوم دشمن
از کانال حفاری شده توسط ادوات فرانسوی
از خادمش که خادم بود
از چزابه
از سنگین ترین عملیات زرهی
از نیزارهای تیزش
از خادم های باصفاش
از یادگاریی که بردی
از دهلاویه که خیلی خرد کرد
از صدای چمرانی که هنوز میاد
از رقصش در مقابل مرگ که زیبا بود
از بازارهای شلوغتر از همه جاش
از طلائیه
از اینکه به قول حاج ضابط نه به چیزی که تجربه کردی
عجب طلائیه
از خاکریزایی که هنوز پا برجاست
از خورشیدیا از گنبد قشنگش که دلت رو برد یه جاهایی که هنوز ...
از خاکش
از شلمچه
از قدمگاه امام رضا
از خاکریزای نونی شکلش
از فداکاری فرمانده که شد السابقون السابقون
و اولائک المقربون
از نزدیکیش یه کربلا
از مرزی که اتوبوسها از اونجا میرن کربلا
از گنبد قشنگش
از غروبش
از اینکه
غروب شلمچه عاشق میکنه
شبش مجنون
از اینکه بگی مجانین اونجا نرن
یا لاافل غروبا نرناز اروند
از غربتش
از آب تند و سردش
از نیهاش
از خاکش
از والفجر که ۸ شد
از اینکه باید از همه جا خاک برد
اما از اروند هم
خاک
هم آب
هم نی
و هم
اصلا بهتر دلت رو بزاری و نیاری
از جایی که ...
از میشداغ که فهموند شهدا چقدر مرد بودن
از همونجا که تا یه تیر در میکردن
خیلیا مثل من که ادعاشون میشد
از ترس سکته نزدن خوبه
از اینکه تو اونجا بود که تازه کمی فهمیدی تو کمین دشمن گیر افتادن یعنی چی
تو شیار درو شدن یعنی چی
تازه فهمیدی چرا تو شیار شیخی تو فتح المبین و ...
اینهمه مقتل هست
راستی دلم میگه برو از فتخ المبین بگو از
شیارهاش
از درو شدن بچه ها
از تانکای رنگ زده
از اینکه...
از همه چا از
خادمای باصفا
از برخوردای خوب
از...
اما میبینم
اگه بخوام بگم
نمی تونم بگم و من قد این حرفا نیستم
خلاصه علیکم بزیارت
و اینکه اگه رفتید برای دل جامونده ما هم دعا کنید و بگید
شهدا شرمنده ایم
التماس دعا
یاحق

.jpg)







%20copy.jpg)












به نام خدای خطاپوش