الوداع یا رمضان الوداع
وداع ماه خوب خدا
کم کم نغمه جدایی از ماه خوب خدا ؛ ماه مهمانی خدا ؛ ماه رحمت خدا ؛ ماه فضیلت خدا
ماه دوست داشتنی خدا ؛ ماه انس با خدا ؛ ماه بخشش خدا ؛ ماه لطف و مرحمت خدا
ماه رمضان خدا
از همه جا به گوش میرسه ؛ نمیدونم بعد توای عید اولیای خدا میخوام تو کدوم شبها انمقدر
به خدا نزدیک بشم ؛ آیا اصلا ماه دیگه ای هست که انقدر آسمون به زمین نزدیک بشه
آیا ماهی هست که توش شب قدر باشه ؛ ماهی هست که بشه توش به بهترین مخلوقاتت قسمت
بدیم که ببخشیمون ؛ ماهی هست که زمینیا تو آسمون سیر کنن یا نه ؛ اصلا نمیدونم سال
دیگه ای برای من در کار هست یا نه ؛ از کجا معلوم که سال دیگه شبهای قدر زیر خلوارها
خاک نخوابیده باشم ؛حتی فکرش هم آدم رو به لرزه میندازه ؛ با یه کوله بار گناه راهی اون
دنیا بشم ؛ مثل اینکه آسمون هم مثل من بی طاقت شده ؛ آسمون داره از جدایی با تو کم کم
اشکاشو نم نم مثل بارون که ماها نفهمیمم گریه ست میریزه ؛ اما اگر گریه هاتو بزاریم پای
بارون ؛ نالهاتو پای چی بزاریم ؛ نه هر کاری کنی نمیتونی دلتنگی خودتو پنهون کنی
دیگه این آخریا که فهمید من فهمیدم داره میزنه زیره گریه دیگه خجالت نمیکشه که گریه هاشو
من ببینم های های داره گریه میکنه
یه سوال دارم ازت رمضان ؛ میخوای من و به کی بسپاری و بری من و میخوای به نفس ای که
دلش بهم نمیسوزه به شیطانی که قسم خورده من رو فریب بده و شرمنده خدا کنه
به کی
نه فکر نکنم تو این تو این کار رو بکنی تو خیلی خوبی
بیا وتموم نشو بیا و تا آخر همه ماهای سالهای عمر منو مثل خودت رمضانی کن
آخ فکر این که تو بری و دوباره روز از نو ...بشه دیوونم میکنه اما نمیدونم چرا هنوز سالمم
رفتن تو رو من نمیتونم بفهمم ؛ رفتن تو رو امام سجاد میفهمم که اونطوری باهات وداع میکنه
نمیدونم تونستم با تو کربلامو بگیرم یا نه هنوزم باید به زائرای کربلا التماس دعا بگم
آیا تونستم سربازی امام زمانمو بگیرم یا نه
آیا تونستم نوکر خوبی برای اربابم باشم
آیا تونستم موجب افتخار آقام باشه
آیا تونستم حق ولایت رو ادا کنم
آیا تونستم...
نمیدونم
تو
بگو
؟
به نام خدای خطاپوش